مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى
54
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)
المحققون لا الاعتبارى كما هو راى بعض المتاخرين . الخ و مرادش از اين بعض متاخرين شيخ سهروردى معروف به شيخ اشراق است ، و پس از چند سطرى اقوال مصنف ابوحامد را از سه كتاب او به نامهاى اعتماد و حكمت متقنه و حكمت رشيديه در رد شيخ اشراق نقل مىكند كه مراد مصنف از سائر كتبنا اين كتابها است و گويد : قال فى كتاب الاعتماد بعد فراغه عن اجوبه ما استدل به صاحب الاشراق و غيره على اعتباريه الوجود : اذا عرفت هذا فنقول ان هذا الفاضل لواراد بما ذكره الخ و مقصود از اين فاضل ، همان صاحب اشراق است . تبصره : چنان كه در قبل گفته ايم ، مرحوم آخوند مولى صدرا ، رضوان الله تعالى عليه ، از تو هم اصالت ماهيت و اعتباريت وجود به نور ايقان مستبصر شد و به عكس آن وهم ، مؤمن و معتقد گرديد كه قاطبه مشايخ معرفت و حكمت بدين عقيدت داشته اند و دارند . عزيز نسفى در كشف الحقائق آورده است كه از اميرالمؤمنين على عليه السلام سؤال كردند كه وجود چيست ؟ فرمود به غير وجود چيست . ظاهرا اقوال منقول از مشاء ، راى به تباين موجودات است ، اگر مراد آنان معنى ظاهر تباين باشد در بسيارى از امهات مسائل اصيل علوم آلهى دور از صواب و مورد اعتراض اند كه در تضاعيف اين كتاب متعرض بدانها مى شويم مانند سنخيت بين علت و معلول ، و قيام موجودات به واجب تعالى ، و ربط حادث به قديم ، و علم واجب به اعيان خارجى به خصوص به كائنات و جزئيات متصرمه و نظائر آنها . چنان كه بسيارى از مبانى فلسفيه مشاء ، از ديدگاه حكمت متعاليه ناتمام مى نمايند ، مگر اين كه بتوان با تفتيش و دقتى تمام بين آراء فريقين التيام داد . چنان كه مرحوم آخوند در اول شواهد ربوبيه فرموده است : فلا تخالف بين ما ذهبنا اليه من اتحاد حقيقه الوجود و اختلاف مراتبها